کودک درون؛ اون بخش قشنگ و فراموششدهی وجودمون
همهی ما یه «کودک درون» داریم. همون بخش زنده، حساس و کنجکاوی که هنوز ته وجودمون هست. بچهای که یه زمانی با یه بستنی یا یه آغوش ساده خوشحال میشد، اما حالا بین کار، استرس و منطقهای روزمره گم شده.
ولی اون هنوز زندهست، فقط داره ساکتتر نفس میکشه.
کارل گوستاو یونگ میگه:
“In every adult there lurks a child—an eternal child, something that is always becoming, is never completed, and calls for unceasing care.”
ترجمه:
در درون هر بزرگسالی، کودکی نهفته است؛ کودکی جاودانه که همواره در حال شدن است، هرگز کامل نمیشود و نیاز به مراقبتی پیوسته دارد.
یعنی هیچکس واقعاً «بزرگ» نمیشود، فقط لایههای جدیدی روی اون کودک میسازد.
چرا کودک درون ما زخمی است؟
خیلی از زخمهای احساسی امروز، در واقع بازتاب تجربههای کودکی ما هستند. وقتی احساس بیارزشی، ترس یا بیتوجهی کردیم، اون احساسات توی ناخودآگاهمون موندن.
بزرگ که شدیم، فقط یاد گرفتیم قایمشون کنیم، نه درمانشون.
جان بردشاو، روانشناس و نویسندهی کتاب Healing the Shame That Binds You میگوید:
“You can’t heal what you can’t feel.”
ترجمه:
چیزی را که حاضر نیستی احساسش کنی، نمیتوانی درمان کنی.
یعنی تا وقتی از روبهرو شدن با احساساتت فرار میکنی، زخمها همونجا میمونن.
با دیدن انیمیشن زیر علت زخم خوردن کودک درون رو دقیق متوجه میشد
همچنین میتونید این ویدئو رو در پیج رسمی انستاگرام دوپینگ ذهن در این پست ببینید
چطور میتونیم با کودک درونمون ارتباط بگیریم؟
راهش پیچیده نیست، ولی صداقت میخواد. کودک درونت با منطق قانع نمیشه؛ با مهربونی و توجه زنده میمونه.
۱. گوش بده. به احساساتت بیقضاوت گوش بده. وقتی ناراحتی یا بیانرژیای، اون داره حرف میزنه.
۲. براش بنویس. یه دفتر مخصوص درست کن و هرچی ازش حس میکنی، بنویس.
۳. بهش زمان بده. شفا زمان میبره، مثل یه دوستی که بعد از سالها دوباره میخوای بهش نزدیک بشی.
مارگارت پُل میگه:
“Becoming a loving Inner Parent to your Inner Child is the key to a joyful life.”
ترجمه:
تبدیل شدن به یک والد مهربان برای کودک درونت، کلید یک زندگی شاد است.
یعنی منتظر نباش کسی دیگه نجاتت بده؛ خودت باید همون پناه امن بشی که سالها دنبالش بودی.
کودک درون، منبع خلاقیت و شادیه
اون بخش از وجودت که رؤیا میسازه، تخیل میکنه و میخنده، همون کودک درونه. وقتی ازش فاصله میگیری، زندگی خشک و تکراری میشه.
جیم هنسن (خالق Muppets) میگه:
“The most sophisticated people I know – inside they are all children.”
ترجمه:
پیشرفتهترین و پیچیدهترین انسانهایی که میشناسم، در درون خود همچنان کودکاند.
و استیفن نکمانوویچ، نویسندهی کتاب Free Play، گفته:
“The most powerful muse is our own inner child.”
ترجمه:
قدرتمندترین الهامگر در وجود ما، همان کودک درون ماست.
یعنی هر وقت حس کردی خلاقیتت خشک شده، باید به اون بچهی درون سر بزنی.
چند تصور غلط دربارهی کودک درون
-
- فکر میکنیم ارتباط با کودک درون یعنی لوس شدن یا فرار از واقعیت.
-
- بعضیا انتظار دارن با چند تمرین ساده همهچی حل بشه.
-
- یا از احساسات خودشون خجالت میکشن.
در حالی که کار با کودک درون یعنی پذیرفتن، نه فرار کردن. یعنی قبول کنیم که اون بخش هنوز زندهست و به عشق و توجه نیاز داره.
تمرینی ساده برای آشتی
یه شب آروم، یه عکس از بچگیت نگاه کن. چند دقیقه فقط نگاهش کن. بعد یه نامه براش بنویس:
بهش بگو چی یادته، چی اذیتت کرده بود، و حالا چی میخوای بهش بگی.
بهش اطمینان بده که تنها نیست و تو کنارش موندی.
این تمرین ساده، یکی از قویترین روشهای درمان کودک درونه.
جمعبندی
کودک درون، فقط یه اصطلاح روانشناسی نیست. اون صدای اصلی ماست؛ همون بخش از وجودمون که هنوز امید، احساس و خلاقیت داره.
اگه بهش گوش بدی، زندگیت گرمتر، زندهتر و صادقتر میشه.
آبراهام مزلو یه جمله داره که دقیق میگه چرا این موضوع مهمه:
“The fully human person is one who integrates both the child and the adult within.”
ترجمه:
انسانِ تمامعیار کسی است که هم کودک و هم بزرگسال درون خود را با هم ادغام کرده است.
یعنی باید بین کودک درون و بالغ درون یه تعادلی ایجاد کنم
پس لطفاً، هر از گاهی با اون بچهی کوچولوی درونت وقت بگذرون. چون اون هنوز منتظره، و تو هنوز بهش احتیاج داری.
دیگه وقشه که با کودک درونت آشتی کنی، اگه نیاز به کمک داری و میخوای با یه مشاور صحبت کنی، من اینجام تا بهت کمکت کنم
تلگرام پیام بده
و اگه میخوای با خود برترت پاکسازی ها رو کامل انجام بدی ، دوره ی پاکسازی با خود برتر برای توست
